تبليغاتX
سکوت پرهیاهو
بعضی وقتا از همه بدم میاد..مثله الان!و دوست دارم هر چی دلم خوست بد و بیراه بگم..مثله الان!
 

خیلی بدم میاد از آدمایی که یه سر سوزنم معرفت حالیشون نمیشه ... !

آدمایی که اگه یه روز بحث معرفت و دوستی و ... بیاد وسط خودشون رو از همه بیشتر با این صفات میشناسن و میخوان هر طوری شده با زور به همه بقبولونن که یعنی ما هم آره .. !!!

کسایی که اگه ۲ ماهم بهشون یه زنگ نزنی انگار که نه انگار ... یه زحمت به خودشون نمیدن یه حالی ازت بپرسن ! فقط تو باید بزنگی ... خبر بگیری ... حالشون رو بپرسی ... وگرنه .. !!

کسایی که به خیال خودشون دوستتن ... اونم دوستای صمیمیت !

کسایی که توی غم و غصه هات که هیچی ... حتی توی شادیاتم حاضر نیستن باهات شریک بشن !

آره ! شایدم وقتشو ندارن ! بیکار نیستن که ! وقتشونو واسه یکی دیگه صرف می کنن !  هر کدوم یکی رو به اسم عشقشون واسه خودشون پیدا کردن و دیگه بی خیال بقیه شدن ! فقط اون ... دوستای دیگه به چه دردی میخورن !؟ اونا مال قبلنان ... !  حالا دیگه فرق میکنه ... یکی اومده که هزار برابر اون دوستا ارزش داره ...

همه دو تا دوتا شدن ! وقتی فکر میکنم میگم واقعا چقدر کثیفن ! چقدر نامردن ! چقدر بی معرفتن ! چقدر سادن ...

 

احساس میکنم این دوستا از هزار تا دشمن برام بدترن ... آدمای پستی شدن ... این جوری نبودن ... حداقل تا ۳سال پیش ... آدمایی که به نظرم تا چند وقت دیگه حتی حاضر هستن به خاطر این عشق و علاقشون هر کاری بکنن و هر پیشنهادی رو بپذیرن !! و از دست من هیچ کاری بر نمیاد ...

جالبه که هر کدوم پشت سر اون یکی میشینه کلی غیبت میکنه که این جوریه اون جوریه ... این کارو کرده .. اون کارو کرده ... این جا رفته ... اون جا اومده و همین حرفا ... ولی خودش روی اون طرفو با کاراش سفید میکنه ... ! خجالتم خوب چیزیه والا !!!

من نمی خوام با این جور آدما دوست باشم ... نمیخوام منم بشم مثله خودشون ... نمیخوام منم ... !

اینا از هر غریبه ای برام غریب ترن ! خودشونم نمیدونن چشونه ! یه روز تو مدرسه با یکی میشن دوست صمیمی .. فرداش میرن با یکی دیگه پشت سر نفر قبلی تا میتونن ازش بد میگن و غیبتش میکنن و ... دوباره فرداش با یکی دیگه دوست جون جونی ... آخرشم باز برمیگردن با همون دوست اولی ولی بازم ... !

ااااااااااااااااااااه ! آدم حالش بهم میخوره ... دلش میخواد بالا بیاره!

دلم خیلی پره ... باور کنین دارم میترکم !

بدم میاد از این ابراز احساسات الکی ... چقدر دروغ آخه !؟ بسه دیگه ... خسته نمیشین !؟!!!

بعضی وقتا میگم به درک ! منم مثله خودشون ! اصلا مهم نیست ... ولی اونا سرشون با یکی گرمه که از بقیه غافلن !

من چی !؟ من که با فرد خاصی نیستم باید چی کار کنم اونوقت !؟!!! منم برم عاشق بشم !؟ اگه عاشقی اینه میخوام ۱۰۰ سال نشم ... ! ارزونی خودشون !

من نمیگم دوست داشتن و عشق بده ... ولی یکم عقل و شعورم کنارش باشه بد نیست ... نه این جینگیلک بازیای ۱۶ ۱۷ سالگی !! آخرشم از این کارا پشیمون میشن که دیگه خیلی دیره..!

واقعا من خیلی این روزا تنهام ... خیلی...  دلم گرفته ...

سالم ترین و یه جورایی عاقل ترین دوستی که تا حالا داشتم نیلوفر بوده ... هرچند اونم گاهی وقتا بی معرفت میشه ... ولی اقلا از این نظر مطمئنم که با کسی نیست و میدونم که بی معرفتی اون از سر این خوش گذرونیای زود گذر و الکی نیست ..

اگه بعضی وقتا مثله الان ناراحت و عصبانی و ... میشدم و دلم میخواست خالی بشم یه مشت واسه نیلوفر غر غر میکردم و راحت میشدم ...

کلا اگه حرفی چیزی داشتم به نیلوفر می گفتم نه بقیه !...

ولی الان دیگه همین یه دونهه هم که دلم خوش بود یه چند روز دیگه داره از این جا میره ... صمیمی ترین و واقعی ترین دوستم !

نمیدونم دیگه از این به بعد با کدومشون میتونم این جوری باشم !؟ میدونم هیچ کدوم ! چون قبولشون ندارم ... با این اخلاقای ... هر کدومشون یه مدلین !!

دوری نیلوفر واقعا برام سخته ... دلم خیلی براش تنگ میشه ... دوسش دارم ... همون اندازه که الان از بقیه بدم میاد !!

میدونم با رفتن نیلوفر خیلی خیلی بیشتر از الان تنها میشم ...

تازه فهمیدم که هیچ کدوم از این دور و وریام به درد نمیخورن ... اینا کسایی هستن که آدمو فقط وقتی که بهش نیاز دارن میخوان ... حالام میخوانت که بشی وسیله واسه رسیدن به عشق خودشون ! یا بشینن واست از خاطره های دو نفریشون برات تعریف کنن و خودشونم هی ذوق کنن ! میترسم از این همه ذوق , ذوق مرگ بشن آخر !!

اصلا آدم بی معرفتی نیستم ! خیلی هم با معرفتم و این چیزا حالیم میشه ! اینو خودم تنها نمیگم ... بارها شده که خودشونم بگن.. ولی یه مدتیه فهمیدم که باید مثله خودشون بود ... ته بی معرفتا !!! اصلا هم مهم نیست دیگه ... بذار بگن منم بی معرفتم ! چی میشه مگه !؟!!!

.

.

.

.

.

بعدم ! فکر نمیکنم اصلا ارزش این اشکا و گریه ها رو داشته باشن ... !

آره ! میدونم ! ندارن ! ...

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 21:39 توسط سها |